نویسنده: خانم لیلا بهنیا (دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه علوم تحقیقات 

leilabehnia@gmail.com)


چکیده: مطالب مربوط به استنباط های علی در متون فلسفی، آماری و علوم رفتاری و اجتماعی پراکندگی بسیار چشمگیری دارند. اما تلاش می شود تا به صورت مختصر به آن پرداخته شود. برای پاسخ به سوال، علیت از منظر فلسفه به عنوان پیش نیاز پاسخ به سوال، عنوان نظریات علیت، پیش فرض های وجود رابطه علی و علیت در روش شناسی، مطرح شده است. علیت در روش شناسی نیز به علیت در مطالعات آزمایشی و غیر آزمایشی تقسیم شده و به تفکیک مورد بررسی قرار گرفته است.


علیت در فلسفه: موضوع علیت در فلسفه قدیم، جزء مباحث متافیزیک بوده است و متافیزیک خود بخشی از فلسفه نظری به حساب می آمد. متافیزیک در فلسفه یعنی قواعد کلی وجود. یعنی قواعدی که به طور عام در عالم وجود، حاکم اند. به دلیل پیچیدگی موضوع علیت در فلسفه است که آن را جزء قواعد کلی و در حوزه ی متافیزیک قرار می دهند. در فلسفه جدید نیز علیت جایگاه اثباتی ندارد. به عنوان مثال، کانت می‌گوید: «تصور علیت را که همه ما دائماً به کار می‌بریم، ممکن است تجربه پیشنهاد کرده باشد، اما این معنا ثابت نمی‌کند که مأخوذ از تجربه است. بنابراین بیشتر به عنوان یک اصل موضوعه پذیرفته می شود. اصلی که مطرح می کند هر معلولی دارای علتی است. از این منظر علیت در حوزه ی بررسی علم قرار نمی گیرد. مثلا دیوید هیوم هیچ‌گونه مبداء فراتجربی در باب شناخت را به رسمیت نمی‌شناسند و براین ‌اساس تصور علیت را نیز دارای خاستگاه تجربی می‌داند، تا بتواند آن را به حوزه علم وارد نماید. با وجود این می توان پذیرفت که تفکر علی کاملا به سطح نظری تعلق دارند و قوانین علی را هرگز نمی توان به صورت تجربی اثبات کرد. اما این بدان معنا نیست که تفکر علی و یا ساختن الگوهای علی که استلزام های ناشی از آنها را می توان به طور غیر مستقیم آزمود، کار بیهوده ای است.

برای پاسخ به سوال لازم است بعضی از مفروضات ساده کننده که آزمون پذیر نیستند؛ را پذیرفت. باید قبول کرد که واقعیت، یا دست کم تلقی ما از واقعیت، شامل فرآیندهای در جریان است. هیچ دو واقعه ای هرگز عینا تکرار یکدیگر نیستند، هیچ شیء یا چیزی نیست که از این لحظه تا لحظه بعد دقیقا بر یک حال باقی بماند. با این وجود، این موضوع را باید فرض گرفت که اگر ماهیت جهان قابل شناسایی باشد، باید چنان اندیشید و عمل کرد که گویی واقعه ها تکرارپذیرند و اشیا خصیصه ای دارند که می توانند بنابر آن برای مدتی، هر چند کوتاه ثابت بمانند. تنها اگر به خود اجازه ی قبول چنین مفروضات ساده ای را بدهیم می توانیم از واقعه ی منحصر به فرد و واجد فراتر رویم و دست به تعمیم بزنیم و در مورد علیت صحبت نماییم. این پیش فرض در مورد تمام نظریات علیت صادق است.

نظریات علیت عبارتند از:

  1. نظریات خلاف
  2. نظریات علت و معلولی احتمالاتی
  3. نظریات حساب علی (این نظریه پایه ی روش های آماری مانند شبکه های بیزی و گراف ها در نتیجه گیری های علی است)
  4. یادگیری ساختار (این نظریه پایه ی روش های آماری مانند همبستگی ها، رگرسیون ها، تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری، سری های زمانی، همبستگی های متقاطع و داده های بخش بندی های متقاطع، در برداشت های علی است)
  5. نظریه اشتقاق
  6. نظریات دستکاری (اساس نتیجه گیری های علی در مطالعات آزمایشی این نظریه است).
  7. نظریات فرآیندی (اساس نتیجه گیری های علی در روش های آماری سلسله مراتبی مانند HLM ها این نظریه است).
  8. نظریات علیت سیستماتیک

بر اساس نظریات مربوط به علیت، مدل های مختلف علی ظهور پیدا می کنند. موضوعاتی که در ادامه مطرح می شود، هر کدام ریشه در یکی از این نظریات بنیادی دارد.

شرایط وجود یک رابطه علی

رابطه علیت بین پدیده ها (events)  رفتارها (properties) متغیرها (variables)  یا حالت های متفاوت امور (affairs)  مشاهده  می شود.  اما نمی توان هر نوع رابطه بین دو شی یا دو پدیده را به راحتی رابطه علیت نامید. بلکه رابطه علت – معلولی، دارای ویزگی های خاصی است که در ذیل ارائه شده اند:

  1. تقدم علت برمفعول (causal precedence) بدین معنا که علت از نظر زمانی باید مقدم بر معلول خود  باشد،  یا دست کم همزمان با آن به وقوع پیوندد، در غیر اینصورت نمی توان رابطه بین دو پدیده را رابطه علت -معلولی خواند . مثلا  خارج شدن گلوله از لوله تفنگ نمی تواند علت انفجار باروت در ته  فشنگ باشد ، بلکه بر عکس، انفجار باروت می تواند موجب پرتاب شدن گلوله باشد. البته این تقدم و تاخر در زمانی که موضوع مورد مطالعه انسان است، رعایت نمی شود. به عنوان مثال در روانشناسی افراد بر اساس انگیزه هایشان قبل از انجام کاری مقدماتی برایش ایجاد می کنند. در واقع علت انجام چنین مقدماتی واقعه ای است که می خواهد در آینده اتفاق بیفتد. مثلا برای قبولی در کنکور از یک سال قبل مطالعه می کند.
  2.  رابط ضروری ( necessary connection)  بین علت و معلول، دومین ویژگی رابطه علیت است.  هر جا علت بوجود بیاید ، معلول آن نیز بوجود خواهد آمد.  مثلا «آب در 100 درجه سیلیسیوس در فشار یک اتمسفر به جوش می آید »  هرگاه به آب در تحت شرایط گفته شده حرارت بدهیم، به جوش خواهد آمد.
  3. نزدیکی و مجاورت (contiguity of cause and effect ) : بدین معنا که علت و معلول باید از نظر زمانی و مکانی بهم نزدیک و در یک فضای عقلایی باشند. مثلا، نمی توان  گفت علت یخ بستن آب  داخل لیوان که دیشب بیرون از اتاق بوده است، سرمای قطب شمال است. بلکه برودت هوا شب هنگام افت کرده و علت یخ بستن آب داخل لیوان شده است. رابطه سرد بودن هوای منطقه و یخ بستن آب از نظر تجربه قابل قبول است .
  4. علت های یکسان دارای  معلول های یکسان  ( برابر ) هستند.
  5. علت های معین دارای معلول های معین هستند و برعکس.
  6. هر گاه علتی تغییر یابد ( یا علت متفاوتی جایگزین آ ن گردد ) معلول مربوط نیز تغییر خواهد کرد.

علیت در روش شناسی

علیت در روش شناسی روانشناسی را می توان به طور کلی در دو دسته طبقه بندی نمود. استنباط های علی در پژوهش های آزمایشی و استنباط های علی در پژوهش های غیر آزمایشی. شرایط و الزامات هر کدام از این روش ها در زیر ارائه می شود.

استنباط علی در طرح های آزمایشی

منطق طرح های آزمایشی، منطقی است که به خوبی قابل درک است. آزمایشگر می تواند با دخل و تصرفهایی دقیق تاثیرات جداگانه اما همزمان چند متغیر مستقل بر یک متغیر وابسته را از یکدیگر متمایز کند. به روش های مختلف مانند انتخاب تصادفی، آزمایش کننده می تواند اثرات مزاحم را که غیر سنجشی و یا ناشناخته اند بر فرض درستی قواعد احتمالاتی حذف نماید. البته در مورد بعضی از متغیرهای تهدید کننده انتخاب تصادفی راه حل مناسبی نمی تواند باشد و قابلیت کنترل آنها وجود ندارد. در هر صورت اگر آزمایشی خوب طراحی شده باشد به محقق اجازه داده می شود که با استفاده از تعداد نسبتا کمی از مفروضات ساده کننده، و کاملا موجه و منطبق بر شهود، آزمایش را انجام دهد و آن گاه بر پایه نتایج و با درجه ای از اطمینان، دست به استنباط های علی بزند. البته باید خاطر نشان کرد که ماهیت شواهد تجربی هر چه باشد، هرگز نمی توان وجود علیت را خالی از شبهه دانست.

در پژوهش های آزمایشگاهی فرض بر این است که همانطور که در جهان واقعی بعضی از عوامل موجب می شوند که تغیراتی در یک نظام بوجود آورند، در آزمایشگاه نیز می توان همین کار را انجام داد. در آزمایشگاه پژوهشگر به عنوان عامل اصلی ظاهر می شود. در واقع اگر x علت y باشد به شرط این که سایر علت های y ثابت نگه داشته شود، باید دخل و تصرف آزمایشی در متغیر مستقل x (یعنی ایجاد تغییری در x از خارج) با مشاهده تغییری در y همراه باشد. تغییر در y نباید پیش از تغیری در x روی دهد و گرنه نمی توان استنباط کرد که متغیر y به متغیر x وابستگی علی داشته باشد. مفهوم علیت در پژوهش های آزمایشی، متضمن آن است که در صورت ثابت بودن سایر متغیرهای علی، چنانچه x تغیر کند y نیز تغیر کند. اما با توجه به این حقیقت که در زندگی واقعی هرگز نمی توان معلوم کرد که متغیرها ثابتند یا نه، صرفا نمی توان با مشاهده این که دخل و تصرف در x تغییری در y را به همراه دارد، استنباط کرد که x علت y است. به عبارت دیگر در حالی که مایلیم تصور کنیم که چیزی موجب تغیر در y شده است اما یقین نداریم که این چیز همان دخل و تصرف در x است یا نه.

به پیروی از کیش متغیرهایی که می تواند سبب تغیراتی در y شوند را در چهار دسته قرار می دهیم تا بتوانیم درک درستی از برداشت های علی در پژوهش های آزمایشی داشته باشیم. نخست متغیرهای مستقل اند که پژوهشگر می کوشد تا در آن ها دخل تصرف نماید. دوم، شاید برخی متغیرهای بالقوه باشند که علت های y اند ولی در موقعیت آزمایشی تغییری نمی کنند. پژوهشگر آزمایشی، ممکن است از وجود برخی از آنها اطلاع داشته باشد و آنها را تحت کنترل قرار دهد. شاید متغیرهای ناشناخته ای هم وجود داشته باشند که در شرایط آزمایش تغییری نکنند و بنابراین نتوان در تغیرات y سهمی را برای آنها در نظر گرفت (چون در غالب تحلیل های آزمایشی منظور از تغییر، تحلیل تغییرات یا همان تحلیل واریانس است). سومین گروه شامل تمام متغیرهایی است که کنترل نمی شوند و ضمن آزمایش بی گمان تغیراتی در y بوجود می آورند، اما تاثیراتشان بر y به تاثیرات x، یعنی متغیر مورد بررسی ارتباطی ندارد. گروه چهارم را متغیرهای مشتبه کننده تشکیل می دهند که تاثیراتشان به گونه ای منظم به تاثیرات متغیر مستقل مربوط می شود و بنابراین آثار ناشی از این متغیرها با اثرهای x اشتباه می شوند. از جمله دلایل اشتباه این است که شاید یکی از این متغیرها علت مشترک x و y باشد. آنچه تاثیر مستقیم x و y در نظر گرفته می شود ما حصل هم خطی بین متغیرها است که در اثر متغیر سومی بوجود آمده است. شاید هم آزمایشگر در حین دخل و تصرف در x به صورت ناخواسته در متغیر سوم هم دخل و تصرف نماید.

در یک آزمایش ایده آل و آرمانی متغیرهای نوع سوم و چهارم وجود ندارد و احتمالا هر گونه تغیر در متغیر y را می توان به x ارتباط داد. البته وضعیت خطاهای اندازه گیری به عنوان یکی از عوامل ایجاد کننده ی تغیر را می توان این گونه توضیح داد که تغیرات اندازه گیری شده در y نه تنها به سبب تغیرات واقعی y، بلکه شاید هم بر اثر عوامل چون وضعیت جسمانی مشاهده گر نسبت داد. این خطاها در شرایط عملی تصادفی در نظر گرفته می شوند. البته در آزمایش ایده آل این گونه خطاها نیز صفر در نظر گرفته می شوند.

هدف از آزمون های معناداری مانند آزمون تحلیل واریانس، صدور مجوز برای استنباط هایی در مورد تاثیرات متغیر مستقل x در مقایسه با تاثیرات متغیرهای نوع سوم است که تغیراتی در y پدید می آورند که به مقادیر x ربطی ندارند. اگر چه آزمون های معناداری کاری به وجود یا عدم وجود متغیرهای گروه چهارم ندارند، ولی نمی توان از این آزمون ها به منظور حذف تاثیرات مزاحم چنان متغیرهایی استفاده کرد.

البته با توجه به این که از الزامات آزمایش انتخاب تصادفی است، انتظار می رود که متغیرهای نوع چهارم به متغیرهای نوع سوم تبدیل شوند. یعنی به متغیرهایی تبدیل شوند که تاثیرشان مستقل از تاثیرات متغیر آزمایشی مورد نظر است.

در استنباط های علی مبتنی بر روش های آزمایشی به هیچ وجه نباید استفاده از متغیرهای کنترل، انتخاب تصادفی و آزمون های معناداری را به منزله ی روش های جایگزین یکدیگر در نظر گرفت. بلکه کمال مطلوب آن است که از همه ی آنها در استنباط های علی در روش های آزمایشی استفاده شود. پژوهشگر آزمایشی تمام تلاش خود را به خرج می دهد تا اثر متغیرهای دیگر را کنترل کند. به عبارت دیگر تا می تواند متغیرهای نوع سوم و چهارم را به متغیرهای نوع دوم تبدیل کند. سپس برای آن که از گزینش شخصی پرهیز کند، افراد را به صورت تصادفی در گروهها می گمارد و آنها را در معرض متغیرهای آزمایشی قرار می دهد. این امر باعث کاهش متغیرهای مشتبه کننده می شود. سر انجام با توجه به این که همواره ممکن است حداقل چند متغیر از نوع سوم باقی مانده باشد که کنترل نشده اند، دست به آزمون های معناداری می زند.

استنباط های علی در مطالعات غیر آزمایشی

زمانی که هدف یک مطالعه ی غیر آزمایشی است، پژوهشگر با داده هایی کار می کند که نتیجه گیری علی از آنها به مراتب پیچیده تر از مطالعات آزمایشی است؛ چرا که در چنین مطالعاتی انبوهی از متغیرهای خارجی بر آن اثر می گذارند. در چنین وضعیتی نه تنها به سختی می توان بسیاری از متغیرها را که به وسیله انتخاب تصادفی  حذف کرد؛ بلکه اصولا پژوهشگر درباره توالی زمانی آنها نیز اطلاعات کافی در اختیار ندارد. این موضوع در مورد مطالعات غیر آزمایشی که اطلاعات در یک زمان واحد جمع آوری می شود، حادتر است. در این گونه موارد، نیز نباید حکم قطعی مبنی بر عدم وجود رابطه ی علی داد. همبستگی های بدست آمده نمی تواند جایگزین رابطه ی علیت آزمایشی شود، اما وقتی پاره ای از اطلاعات ضروری وجود ندارد، پژوهشگر ناچار است بر تعدادی از مفروضات ساده کننده خود بیافزاید. مشخص است که در این حالت ممکن است مفروضات اضافه شده مقبولیت کمتری نسبت به شرایط آرمانی آزمایشی داشته باشد. درست است که در استنباط های علی به مقدار زیادی خطر اشتباه وجود دارد، اما این بدان معنا نیست که بگوییم اصلا نباید دست به چنین استنباط هایی زد. گسترش نظریه و آزمون آن در روانشناسی در گروه دست یافتن به استنباط های علی است.

زمانی که پژوهش های غیر آزمایشی بر نظریه تکیه می زنند، پایه ای را می سازند که امکان برداشت های علی را برای پژوهشگر مهیا می سازد. روش آماری پژوهش های غیر آزمایشی، رگرسیون است. بسیاری از روش های غیر آزمایشی با هدف مطالعه ی علیت گونه ای از روش های رگرسیونی اند. مانند رگرسیون های چند گانه و چند متغیری، مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر. ضرایب مسیر که خصوصیات ضرایب همبستگی و رگرسیون را یکجا در خود دارند، پژوهشگر را قادر می سازد که سهم نسبی عامل معینی را در همبستگی بین دو متغیر دیگر برآورد کند. به هر شکل استفاده از روش های آماری علیت وقتی میسر است که  نظریه خوبی پرورانده شده باشد.

علاوه بر مورد گفته شده در بالا، کمپبل و همکارانش در خصوص تعدادی از روش های شبه آزمایشی کار کرده اند که هرگاه انتخاب تصادفی مقدور نباشد، ولی توالی های زمانی قابل تشخیص یا قابل استنباط باشند، بتوان از آنها استفاده کرد. یکی از این روش ها که مفهوم علیت را می رساند، روش تاخیر متقاطع (متقاطع تاخیری) است. در این روش به منظور استنباط جهت علیت، شدت نسبی همبستگی های بین دو متغیر در زمان های متفاوت با یکدیگر مقایسه می شود. خلاصه این که اگر همبستگی بین متغیر علت در زمان 2 و متغیر معلول در زمان 1 بیشتر از همبستگی بین متغیر معلول در زمان 2 و متغیر علت در زمان 1 باشد، می توان از رابطه ی بین متغیرها، برداشت علی داشت. بدیهی است که استفاده از چنین روشی در علیت نیازمند مفروضات ساده کننده درباره عوامل خطاست. به نظر می رسد بهترین موقع برای بکار بستن این روش ها در استنباط های علی زمانی است که تاخیر زمانی بین علت و معلول با فواصل زمان های اندازه گیری یکسان باشد.

بر این اساس می توان زنجیره ای را به منظور تحلیل های علی در مطالعات غیر آزمایشی ارائه داد:

  1. به شرطی که یک مقیاس تک بعد در دست باشد، و نمونه ای تقریبا بزرگ مثلا 150 تا 200 نفر داشته باشیم، می توان با داده ها چنان رفتار کرد که گویی مقیاس مورد استفاده از نوع فاصله ای است و سپس ضرایب همبستگی و رگرسیون را به دست آورد. آنگاه بر طبق روش هایی که جنبه احتیاط آمیز بیشتری دارند به تحلیل داده ها پرداخت و نتایج حاصل از دو روش را با یکدیگر مقایسه کرد.
  2. با استفاده از بهترین دانش نظری موجود، تعدادی مدل جانشین ساخته شود.
  3. روابط غیر خطی و روابط جمع ناپذیر توسط پژوهشگر مشخص شود. در صورت وجود هر کدام سعی شود، روابط به روابط خطی جمع پذیر تبدیل شوند. هر جا که ظاهرا تعامل های بی قاعده وجود دارد به جستجوی تاثیرات مزاحم متغیرهای خارجی پرداخته شود. اگر تعامل ها بی قاعده و شدید باشند، پژوهشگر مجبور است کار تحلیل را متوقف کند. در پاره ای از مواقع احتمالا می توان زیر نمونه هایی یافت که در آنها هیچ تعاملی رخ نمی دهد یابرای آنها الگوهای علی متفاوتی مناسبت دارند.
  4. پژوهشگر باید به دنبال تاثیرات شبه انگیزی باشد که درون الگو جای داده نشده اند ولی می توان به گونه ای موجه انتظار عمل از آنها داشت. باید سعی کرد تاثیرات شبه انگیز را شناخت و به الگو یا مدل مورد بررسی اضافه کرد.
  5. پژوهشگر می تواند، تاثیرات شبه انگیز و خطاهای اندازه گیری را به وسیله ی روش های مختلف و با مطالعه ی روند از میان بردارد.
  6. هر جا که امکان تغیر در واحدهای تحلیل و یا تغیراتی در طرح تحقیق وجود داشته باشد، مقایسه نتایج خالی از فایده نخواهد بود. برای مثال ممکن است پژوهشگری گروهبندی واحدهای جغرافیایی را بر اساس مجاورت انجام دهد و ببیند که چه اتفاقی برای ضرایب byxو bxy می افتد.
  7. به مساله همخطی متغیرهای مستقل توجه خاصی باید داشت. در صورت وجود هم خطی خطاهای فاحش در نمونه گیری می توانند مانعی برای ارزیابی تاثیر نسبی هر یکی از متغیرها محسوب شود
  8. انتشار نتایج پژوهش. این عمل باعث می شود تلاش برای تراکمی کردن دانش صورت محتمل تری به خود بگیرد و نیز داده هایی برای تحقیقات بیشتر در زمنیه ی روش شناسی فراهم آورد.   

با سپاس از دوست خوبم  آقای دکتر محمدحسین ضرغامی