صاحبنظران علم مدیریت، از دیرباز با توجه به دامنه فعالیت والگوی روابط موجود در سازمان، دو وجه را برای سازمانها قائل بوده اند: وجه رسمی و وجه غیررسمی، که به سازمان رسمی و سازمان غیررسمی موسوم می باشند.وجه رسمی سازمان، الگوی روابطی را معرفی می کند که پیشاپیش و عمداّ ساخته و پرداخته شده تا رفتار و عملکرد افرادی که به ایفای وظایف سازمانی می پردازند را، تعیین و تنظیم کنداین سازمان ها به منزله تدابیری هستند که برای رفع نیازهای حیاتی جامعه به وجود می آیند و با سیر تحولات اجتماعی، روزبه روز گسترده تر و پیچیده تر می شوند (علاقه بند، 1384).


این سازمانها طبق نظم و قواعد و مقررات معینی فعالیت می کنند و روابط افراد در آنها، با الگو و موازین ویژه ای شکل می گیرد. الگوی روابط سازمان رسمی کاملا در نمودار سلسله مراتب سازمانی، هویدا است. ویژگیهای سازمان رسمی را می توان عبارت دانست از: داشتن اهداف معین، سلسله مراتب، مشخص بودن حدود قدرت و اختیار، حیطه نظارت، تقسیم کار، قوانین و مقررات.

به عقیده مک فی و پیرو درخیلی ازموارد، ساختار رسمی ازطریق ایجاد هماهنگی که از راه برقراری ارتباط حاصل میشود، جانشین ارتباط در سازمان می شود (Jensen, 2003). میرسپاسی (1382) معتقد است یک سازمان زنده، همیشه در حال عدم تعادل و توازن است. یک سازمان، زمانی با موفقیت از عهده ماموریت و استراتژی تعیین شده بر می آید که دارای دو ویژگی زیر باشد:

1-داشتن قابلیت انعطاف لازم برای پاسخگویی به شرایط متغیر محیطی

2-ثبات نسبی و یکپارچگی کافی به طوری که کارکنان در آن احساس امنیت نمایند.

 سایمون، سازمان غیررسمی را به روابط و کنشهای متقابل پیش بینی نشده افراد داخل سازمان رسمی که بر تصمیمات و تقدیرات سازمان رسمی اثر می گذارد، اطلاق می کند که این روابط ممکن است نوعاً با ساختار رسمی سازمان هماهنگی نداشته باشد (میرکمالی،1380). این سازمان، سایه سازمان رسمی بوده و دارای خصوصیاتی متفاوت با سازمان رسمی است (علاقه بند،1384). سازمان غیررسمی دارای ویژگیهای زیرمی باشد: سازماندهی متزلزل و قابل انعطاف، معلوم نبودن نحوه عضویت در سازمان غیررسمی، عمدی و تابع دلیل نبودن تبادل بین اعضا، وجود نداشتن تعریف یا توافقی برمبنای اهداف سازمانی.

میرسپاسی (1382) علل پیدایش سازمان غیررسمی را ناشی از کندی سیستم رسمی، عدم مقبولیت مدیر و یا علاقه افراد به برقراری ارتباط با مقامات بالاتر می داند. دلایل تشکیل سازمان غیررسمی از نظر میرکمالی (1380)، عبارتند از: میل به اجتماعی بودن انسان، وجود شخصیت، اعتقادات و نظریات مشابه، مقابله با تهدیدات سازمان و مدیریت، پرکردن خلاء مدیریت باری به هرجهت، ایجاد روابط انسانی در سازمان خودکامه و کارمدار، روابط و علایق تخصصی، کسب قدرت، موثر بودن در تصمیم گیریها، برقراری ارتباط، ارزشیابی ازخود ودیگران، حفظ هنجارها وارزشهای فرهنگی، اجتماعی واخلاقی جامعه.

میرکمالی، ویژگیهای سازمان رسمی و غیررسمی را به صورت زیر با هم مقایسه نموده  است:

سازمان  رسمی                                             سازمان غیر رسمی              

سازمان : رسمی و اداری                                                  خصوصی و غیر اداری

منبع قدرت: اختیار و مسئولیت  درفرد                               نفوذ یک فرد در اعضای گروه

منبع قدرت: از بالا به پایین                                               از پایین به بالا

منبع قدرت: شغل و موقعیت شغلی افراد                             منحصراً در خود فرد

مدیر: اداره کننده سازمان رسمی                                       رهبری ( موجب پذیرش اطاعت داوطلبانه)