مدیریت دانش دارای هشت عامل اساسی است که چرخه ی آن را تشکیل می دهد .  این عوامل عبارتند از :"


1 تشخیص دانش : داشتن تصویر روشنی از محیط درونی و بیرونی سازمان و تحلیل آنها ، منجر به تشخیص دانش می شود . شفافیت درونی و بیرونی دانش با ارائه ی تصویری از مهارت ها ، اطلاعات ، منابع ، دون داد ها و عوامل مرتبط با یک سازمان ، بدست می آید .

2 کسب دانش : بدست آوردن دانش ها و مهارت هایی که در حال حاضر در اختیار نیست و از طریق ارتباط با مشتریان و حرفه گرایان بیرون از سازمان کسب می شود .

3 بسط دانش : ساختن تخصص ها ، مهارت ها ، تولیدات ، ایده ها ، خلاقیت ها و فرآیندهای بهتر ، جدیدتر و کارآمدتر ، بسط دانش نامیده می شود .

4 تسهیم دانش : انتقال دانش به محل های مناسب و افراد معین ، مهم است . این کار از طریق شناسایی دانش خاص ، که به تخصص ها ، تقسیم کارها و مسئولیت های افراد مربوط است ، انجام می گیرد . تسهیم دانش باید به گونه ای باشد که با کار فرد سنخیت داشته باشد .

5 بهره گیری از دانش : بکارگیری دانش در فعالیت های روزمره ی سازمان و استفاده ی اثربخش و کارآمد از دانش موجود برای حل مشکلات سازمان ، بهره گیری از دانش است .

6 حفظ و نگهداری دانش : باید از همه اطلاعات ، دانش ها ، تجارب و تخصص های با ارزش سازمان که جزء ذخایر سازمان هستند ، استفاده شود . پس باید فرآیندهای گزینش ، ذخیره سازی و بروز کردن دانش ها با مدیریت خاصی ، سازماندهی شده و در پایگاه داده ها و حافظه ی سازمان نگهداری شود .

7 اهداف دانش : اهداف ، تعیین کننده ی جهت گیری مدیریت دانش هستند . اهداف مشخص می کنند که چه مهارت هایی و به چه میزان باید توسعه یابند . اهداف دانش ممکن است از اهداف تجویزی و راهبردی تشکیل شده باشند و هر دو به اهداف عملیاتی تبدیل گردند .

8 ارزیابی دانش : دانش های تجویزی ، راهبردی و عملیاتی باید با روش های مناسب ، مورد ارزیابی قرار گیرند . در هر حال ، میزان موفقیت فرآیند یادگیری ، شناسایی تا نگهداری دانش باید اندازه گیری شود .