مقدمه :

عصر جدید ( هزاره سوم ) را می توان دنیای شگفتی ها با تغییرات سریع و پر ابهام نامید . پیچیدگی روندها و فرایندها در قرن بیست یکم به گونه ای است که مدیران سازمان ها مجبور به بازنگری پی در پی ( چندین بار در طول سال ) در استراتژی های خود می باشند .

عصر جدید با تئوری نظم ناشناخته روز به روز مدیران سازمان ها را با دنیای پیچید تر و پر از رمز و رازتر محیط کار و با رویدادهای لحظه ای آن مواجه مـی سازد که ثبات و اطمینان را از برنامـه ریزی ها و سیاستگزاری ها مـی رباید و مـدیران بـاید در لحظه و آنـی تصمیم گیری کنند و برنامه ریزی ها و سیاستگزاری های جدید و مقطعی برای سازمان تدوین نمایند .

یکی از پیامدهای نظم ناشناخته در عصر جدید اثر « پروانه ای(1) » آن است که در این فضا رویداد های بسیار کوچک و گاهی کم اهمیت و یا بی اهمیت ، آثار و تبعات شگفتی آفرین بر سازمان ها بر جای می گذارند . به طوریکه عدم ارزیابی دقیق از آن و پیش بینی های لازم و ایجاد آمادگی کافی برای برخورد می تواند چرخه زندگی سازمان را مختل سازد و در روند تلاش ، سازمان را به سمت شیب نزولی منحنی عمر سوق دهد .

لذا مدیران در چنین عصری باید آمادگی پیدا کنند تا در محدوده مرزهای مشخص که ، مأموریت و اصول سازمان تعیین می کند ، در برابر رویدادهای پیش بینی نشده واکنش مناسب نشان دهند و برای تغییرات سریع و پرشتاب انعطاف پذیری کافی در سازمان ایجاد کنند ، بنابراین مدیران عصر حاضر برای ورود به فضای پرشتاب و با دگرگونی های سریع مدیریت سازمانی باید مهارت اساسی را که در مقاله بعنوان مهارت های کوانتومی در مدیریت آموزشی یاد می شود برای مؤفقیت و گشودن مجاری اثربخش در اختیار داشته باشند . 


بیان مسئله :

قرن بیستم با طرح نظریه نسبیت  «انیشتن» و پس از او بوسیله شاگردش «هایزنبرگ» که به نظریه کوانتوم(1) معروف شد ، با نحوه نیوتونی ( دیدگاه قطعی نسبت به پدیده ها ) وداع گفت ، و شروع قرن بیست و یکم را می توان از نظر فناوری عصر کوانتوم نامید . عصری که تغییرات سریع و مستمر ، جهان را به طور پیچیده ای از حالت ثبات و قابلیت پیش بینی خارج کرده است . در چنین جهانی توانایی مدیران برای هدایت و رهبری ، نظارت و کنترل ، و ایجاد و هماهنگی به طور فزاینده ای به مخاطره افتاده است . بدین خاطر اندیشمندان این قرن را از نظر فناوری و پیشرفت های صورت گرفته عصر کوانتم نامیده اند ، رایانه ها ، اینترنت ، جراحی های لیزری و ........... تنها نمونه ای از پیامدهای جدید و نوآوری های نظریه فیزیک قرن بیستم هستند که «مکانیک کوانتومی(2)» نامیده می شود .

هر چند تیلور بانی مدیریت علمی و فایول مجموعه ای از مهارت های مدیریتی ( برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل ) که هماهنگ باجهان مکانیکی تیلور بود ، ایجاد کرد ، اما امروزه در جهان پیچیده و پر از تغییرات مستمر ، این مهارت ها به سرعت غیر قابل استفاده شده اند . این مهارت ها برای حیات در زمان های ابتدایی که سازمان ها به عنوان موجوداتی ثابت نگریسته می شدند و در شـکل و رفتار قابل پیش بینی ، منطقی و خطی عمل می کردند ، ساخته شده بودند . و تغییرات سریـع و مستمر ، جهان را به طـور  پیچیده ای از حالت ثبات و قابل پیش بینی خارج کرده است . لذا در عصر حاضر مهارت های سنتی به سرعت دچار تغییرات مستمر گردیده و پاسخگوی تحولات کنونی نمی باشند و این مهارت ها که مبتنی بر اجزایی نظیر برنامه ریزی و سازماندهی بوده اند برای سازمان های مکانیکی و دارای ثبات مفیداند ولی در عصر پر شتاب کنونی همیشه پاسخگو نخواهند بود . آن ها برای رفتارهای گوناگون از حالت ثبات به وضعیت مخاطره آمیزی تغییر وضعیت داده اند . بدین جهت تلاش های جاری ، بر پایه کوانتوم و نظریه هایی همچون آشوب استوار شده اند که همگی دلالت بر عدم ثبات سازمان ها دارند 

پیام کوانتومی :

کل اجزاء جهان شامل ، انسان ها و هستی ها ، موجوداتی پویا ، آگاه و مرتبط با هم هستند . کوانتوم به معنی ذره در حال حرکت و با گرایش های احتمالی است و اینکه نظم از بی نظمی حاصل می آید ، و رابطه های ساده یک علتی جای خود را به روابط چند علتی ، پیچیده و درهم تنیده می دهد . ادراک های انسان بشدت ذهنی است و تفکر خلاق نیازمند استفاده از توانمندی های الهامی و اشراقی است . کوانتوم دیدگاه مدیران را در نگاه به پدیده ها تغییر داده و این علوم جدید که مبتنی بر فیزیک کوانتوم و نظریه آشوب است ، پایه ای مفهومی برای مجموعه مهارت های مدیریتی جدید که مدیران را قادر می سازد نه تنها تعارض سازمانی را از دیدگاه جدید بنگرند ، بلکه به شیوه ای جدید به این تعارضات سازمانی پاسخ دهند . آن ها قصد جایگزینی مهارت های مدیریت سنتی را ندارند ، بلکه آن ها را کامل می کنند . آن ها مدیران را با دیدگاهی کاملا متفکر و عقلی برای اداره افراد و سازمان روبرو می کنند . بدین جهت با توجه به چنین تفکری دانستن سه اصل بنیادین زیر برای مدیران عصر جدید ضروری بنظر می رسد .

1-     همه مسائل سازمان ها در سیستمی به هم تنیده و در فرآیند کنش متقابل با یکدیگر نمودار می شود و هیچ مسأله ای در سازمانها جدایی از سایر مسائل رخ نمی دهد .

1-       کوانتم در مفهوم ساده تنها به معنی ذره ، و مقدار است .

2.Quantum Mechanics

 

 

2

2-     کلیه مسائل سازمان ها و فرآیند عمل آن دارای پراکندگی است در ضمن همه فرآیندهایی که مدیران به کمک آن ها به حل مسئله می پردازند نیز دارای پراکندگی است .

3-     مدیران در عصر جدید برای مؤفقیت در هدایت سازمان و عبور از شرایط پرتلاطم و پر شتاب قرن بیست و یکم نیازمند درک صحیح از این پراکندگـی هـا و یـافتن روش هـای کـاستن از دامنه آن مـی بـاشند . در ضمن مـدیـران در عصر جـدیـد نیازمند «تفکر استنتاجی(1)» نیز مـی باشند ، به عبارت دیـگر تلفیق و تـرکیب این نوع از مهندسی فـکر و عملیاتی و اجـرایـی کـردن سازه های آن رمز مؤفقیت مدیران می باشد .

مدیریت کوانتومی :

مدیریت کوانتومی ، توان افزایی در کارکنان است . مدیریت کوانتومی رویکردی در جهت ارتقای قابلیت ها ، توانمندی ها و اثربخشی مدیران و به ویژه کارکنان است . از این رو هدف مدیریت کوانتومی ، افزایش میزان اثربخشی و توان مدیران و کارکنان سازمان است . راهبردهایی که بدین منظور در مدیریت کوانتومی ، استفاده می شود شامل تشکیل گروه های خودگردان ، ارائه بازخورد وسیع به مدیران و کارکنان که باعث پیشگیری از اشتباهات هزینه زا برای سازمان می شود و همچنین افزایش میزان یادگیری در سازمان و تبدیل به سازمان یادگیرنده و سازمان تند آموز است . رویکرد ماشینی به انسان که بر تفکر قطعی از او استوار بود و با ابزارهای کلاسیک مدیریت نظیر برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و رهبری ، نظارت و کنترل ، و ایجاد هماهنگی انجام می گرفت دیگر پاسخگوی نیازهای انسانی سازمان ها نمی باشد ، لذا مجهز شدن به مهارت های کوانتومی جزء ضرورتهای اساسی مدیران امروزی می باشد .

جدول مشخصات مدیریت سنتی و مدیریت کوانتومی

مدیریت سنتی

مدیریت کوانتومی

1 – فرض می کند طبیت از ویژگی قطعیت و پیش بینی پذیر برخوردار است .

2 – برای انجام کار یک بهترین روش وجود دارد .

3 – بر کنترل از طریق سلسله مراتب تأکید دارد. قدرت در دست اقلیت حاکم در رأس سلسله مراتب سازمانی متمرکز است .

4 – بر تقسیم کار ، تخصصی کردن وظیفه ای و رقابت تأکید دارد .

5 – کارکنان منابع منفعلی هستند .

6 – تغییر سازمانی ، در رأس سازمان آغاز می شود و حالت واکنشی دارد .

7- کارآیی و اثربخشی ، ارزش شمرده می شود .

8- بر تجزیه تحلیل تأکید می شود .

9 – بر اقدام مجزا تأکید می شود .

و ..................

1 – فرض می کند طبیعت اساسا غیر قطعی و پیش بینی ناپذیر است .

2 – روش های بسیاری برای انجام کارها وجود دارد .

3 – بر شبکه های غیر سلسله مراتبی متکی است . نفوذ تابع ویژگی های شخصی است و به طور وسیع ، در بین اعضای سازمان ، توزیع شده است .

4 – بر مهارت فرد در فنون مختلف ، تلاش همیارانه و همکاری تأکید دارد .

5 – کارکنان ، شرکای ( اعضای ) خلاق و فعال سازمان هستند .

6 – تغییر می تواند در هر جایی از سازمان شروع شود و حالت (خود انگیخته) داشته باشد .

7- به معنی دار بودن روابط و رفاه کارکنان ، ارج کذارده می شود .

8- بر ترکیب و وابستگی تأکید دارد .

9 – بر اقدام تیمی تأکید می شود .

 

 

1-       بنابر تفکر استنتاجی هر پدیده جدیدی برای مدیران فقط به عنوان وسیله ای برای حل مشکلات فعلی نیست بلکه مدیران باید دنیای جدیدی را که در پشت این پدیده جدید نهفته است ، شناسایی کنند و دریابند ، فقط با تجهیز به این روش تفکری است که مدیران توانایی حل مشکلات و مسائل متنوع و گسترده و متعدد را در دوره های زمانی کم دامنه خواهند داشت .

 

3

 

مهارت های کوانتومی :

مهارت های کوانتومی که میتواند به عنوان دانش جدیدی در عرصه های مدیریتی گره گشای مدیران شود به شرح زیر تعریف شده اند :

1-     دید کوانتومی(1) : یعنی مهارت هدفمند دیدن مسائل از جانب مدیر .                                                                                  

نگاه و دید کوانتومی ، یعنی باور به اینکه جهان ما تابعی از باورها و نوع نگاه درونی خود ماست . فرصت ها در تصویرهایی نهفته اند که مدیران از کارکنان ، تحولات و امور دارند . مدیران با این مهارت ها باید بتوانند از پیله های فکری خود خلاص شوند ، و درون خود و نیت هایشان را با تکنیک های خاصی پالایش دهند تا محیط خود را بهتر درک کرده و روندهای به ظاهر پنهان آن ها را کشف کنند . مهارت دیدن کوانتومی ، مدیران را قادر می سازد تا آگاهانه مقاصد و نیات خود را انتخاب کنند و مـدیری که در مهارت دیدن کوانتومی ، تواناست ، توانایی خود را برای تعریف و آزمون پیش فرض ها و باورها ، مدل سازی می کند .

2-     تفکر کوانتومی(2) : یعنی مهارت و توانایی به شیوه متناقض اندیشیدن .

توانایی فکر کردن به شیوه متناقض و متضاد ، که از تحقیقات فیزیک کوانتوم ناشی شده است ، بیان می کند که جهان غالبا به شیوه غیر منطقی و پارادوکسی عمل می کند . مغز انسان در طول قرن ها به تفکر سیاه و سفید و خطی عادت کرده و به همین دلیل نسبت به تغییرات حالت تدافعی می گیرد . حال آنکه یک تغییر کوچک ممکن است تحولات عظیم به دنبال داشته باشد . خلاقیت ها  گاه از متناقض و متعارض  دیدن ناشی می شوند . تفکر کوانتومی ، مدیران را به سمت شکستن چارچوب ها و الگویی ثابت فرا می خواند و دیدگاهی خلاقانه به آن ها می بخشد .

3-     احساس کوانتومی(3) : یعنی مهارت و توانایی احساس زنده بودن و حیاتبخش .

این مهارت مدیران را قادر می سازد از درون احساس خوب و سازنده داشته باشند ، بـدون تـوجـه به آنچه که در بیرون اتفاق می افتد . وقتی آنها از این مهارت استفاده می کنند ، یاد می گیرند که چگونه ظاهر بدنشان را به وسیله تغییر در احساس قلبی خود تغییر دهند . بدین خاطر این احساس به مدیران امکان می دهد که در ضعف ها ، قوت و در تهدیدها ، فرصت ها را ببینند .

4-     شناخت یا دانستن کوانتومی(4) : یعنی مهارت برای دانستن به شیوه خلاقانه و شهودی .

شناخت کوانتومی ما را به کشف و شهود وا می دارد و تفکر خطی را نهی می کند . مهارت دانستن و شناخت کوانتومی ، ابزاری برای میانبر زدن در فرآیند سختکوشی و تلاش نیست ، بلکه کاهش فرآیندهای تکراری است ، که یک سازمان نیاز به انجام آن دارد . مدیرانی که مهارت دانستن را مطلوب وی دانند نه فقط با افراد به شیوه ای احترام آمیز و با بینش شهودی عمیق رفتار ، بلکه ان ها خلاقانه یک جو آگاهی و تفکر ایجاد می کنند . مدیران متخصص در این مهارت همچنین ممکن است از استعاره های راهنما برای کمک به آن هایی که در تعارض هستند ، در جهت دستیابی به سطوح بالایی از دانستن شهودی استفاده کنند . بنابراین برای چالش های بسیار مشکل خود ، راه حل های بسیار خلاق ، کشف می کنند .

1 . Quantum Seeing                 2 . Quantum Thinking              3 .  Quantum Feeling                 4 . Quantum Knowing

4

5-     عمل کوانتومی(1) : یعنی مهارت و توانایی برای عمل به شیوه مسئولانه .

عمل کوانتومی ، بر اصل جدا نا پذیری استوار است ، که مطابق آن تغییر در هر جزء به تغییر در اجزاء دیگر منجر می شود . چرا که هر چیزی در این جهان بخشی از یک همبستگی در کل پیچیده است ، که هر بخش بر دیگری اثر می کذارد و از دیگری تأثیر می گیرد . بنابراین ، اگر مدیر همکاری کارکنان را برای ایجاد روشی جدید برای دیدن و پاسخ دادن می خواهد . مدیر باید با مدل سازی این دیدگاه جدید را آغاز کند . از این رو مدیر با این مهارت ، اعمال مسئولانه ای انجام می دهد که بر همه افراد در آینده تأثیر می گذارد ، چرا که هر تفکر و عمل مدیریت ، کل سیستم را تحت تأثیر قرار می دهد .

6-     اعتماد کوانتومی(2) : یعنی توانایی اعتماد به فرآیند کار و زندگی .

ایـن مهارت ریشه در بـی نظمی دارد و اینکه عـدم تعـادل لازمه تـکامل سیستم است . که از نظریـه آشوب مشتق شـده اسـت . بی نظمی موجب پویایی و بالندگی در کار و زندگی می شود . بدون بی نظمی و برابری در مبارزه برای تغییر ، زندگی دچار رکود می شود و میرندگی در پی آن است . استفاده از مهارت اعتماد کوانتومی ، در محیط های کاری سنتی ، جائی که ثبات و قابلیت پیش بینی ارزش محسوب می گردد ، چالش ایجاد می کند . این مهارت نیاز دارد که مدیران با روح قدرت و کنترل خود مقابـله کنند . اعتـماد کـوانتومـی ، در واقـع اعتمـاد بـه فـرآیندهای طبیعی است و از دخالت های بیجا توسط مدیریت جلوگیری می کند . سازمان های « سیال » حاصل این فرآیند است .

7-     وجود یا زیست کوانتومی(3) : یعنی مهارت و توانایی برای برقراری ارتباط مستمر و مؤثر .

توانایی برای برقراری مستمر ، که طبیعت ارتباطی را شناسایی می کند . در سطح زیر اتمی ، ماده ، وجود خود را از طریق ارتباطات به دست می آورد ، ذرات زیر اتمی مجردات هستند . خواص آن ها فقط از طریق تعاملات آن ها با دیگر ذرات قابل تعریف و مشاهده است . ذرات وابسته به ارتباطات هستند . لذا از طریق مناسبات کوانتومی ، است که ظرفیت ها آزاد می شود و با بوجود آمدن هم افزایی ، هر ذره بیش از خودش می شود . افراد با دیگران می آمیزند و نقص آن ها را نقص خود می دانند. مدیریت کوانتومی ، مدیر را بر آن می دارد تا بر این تعاملات و مناسبات مهر تأیید بزند و زمان و فضایی برای گفتگو در نظر بگیرد و اطمینان داشته باشد که بهبود روابط به نتایج بهتر منجر می شود .

 

 

 

 

 

1 . Quantu mActing                    2 . Quantu Trusting                    3 . Quantu Being

 

5

نتیجه :

خلاصه اینکه ، در عصر جدید مدیریت منابع انسانی  نیز به شدت دگرگون خواهد شد . اگر بپذیریم که پایه اقتصاد اینده دانش است ، بنابراین اولین اقدامات و تلاش های مدیران در عصر جدید باید سرمایه کذاری بر روی نیروهای فرهیخته و نخبه در درون سازمان ها باشد و باید مدیران به نوعی از معرفت شناسی ، دست یابند که سرمایه گذاری در زمینه منابع انسانی کارآمد را سرمایه گذاری استراتژیک بدانند و چالش های فراروی خود را بشناسند و بر اساس آن به تدوین استراتژی بپردازند .

و این چالش را در رابطه با منابع انسانی می توان در گزاره های زیر خلاصه کرد :

1-      در عصر جدید مدیران سازمان ها قادر نخواهند بود افکار منابع انسانی سازمان خود را کنترل کنند .

2-      در عصر جدید کارکنان نیازمند فکر کردن و تمایلات و گرایش های مستقل بودن خواهند داشت .

3-      در عصر جدید ارتقاء بهره وری بین نیروهای فکری و فرهیخته بسیار مشکل و دشوار می باشد .

4-      در عصر جدید کارکنان در محیط کار راضی نمی شوند .

5-      در عصر جـدیـد منابـع انسانـی بـرای تغییر رفتار خـود تصمیم مـی گیرند و تـأثیر مـدیـران در این زمینه بسیار کم رنگ و بی رنگ خواهد شد .

6-      در عصر جدید این منابع انسانی هستند که سازمان را برای کار انتخاب و کزینش خواهند کرد و نه مدیران .

7-      در عصر جدید منابع انسانی با توانمند شدن در زمینه مدیریت خویشتن ، برنامه ریزی می کنند و الگوریتم های جدید و مدرن و سازگار با شرایط را به کار می برند و دراین زمینه مدیریت نمی تواند برای چگونه کار کردن آن ها تعیین تکلیف کند.

8-      در عصر جدید رابطه مدیریت و منابع انسانی باید بر پایه مناسبات « برنده – برنده(1) » باشد چنانچه هر یک از آنان این امر را نادیده بگیرند ، روند امور را ناپایدار خواهند کرد .

9-      در عصر جدید مدیران باید استراتژی مدیریت منابع انسانی را از نو تدوین کنند به طوری که :

9 – 1 – نیروی انسانی شاغل در سازمان بازیگر تیم باشد حتی اگر کارش اختراع باشد .

9 – 2 – منابع انسانی سازمان تا حد امکان به روش مشارکتی سازماندهی شود .

9 – 3 – منابع انسانی با تفکر آماری آشنا شوند تا به عنوان متخصص بتواند ریسک را پیش بینی کنند و استراتژی های صحیح را انتخاب و راهکارهای مناسب را به کار کیرند .

10-  و اینکه مدیران در عصر جدید باید یکپارچگی و برتری خرد و قدرت درونی را در امور سازمانی خود به دقت تجزیه و تحلیل کنند تا بتوانند بهترین روش عبور از امواج پرطلاطم دریای جهان جدید را برای سازمان خویش ترسیم نمایند .

 

کلام آخر اینکه مدیران کوانتومی ، جهان مشارکتی و همیارانه را می پذیرند و به سازمان ، کارکنان ، ارباب رجوع ، جامعه ، به عنوان عناصری می نگرند که بر یکدیگر اثر متقابل داشته و یکدیگر را تعریف می کنند . یعنی عناصر به هم پیوسته ای که واقعیت موجود و آینده شان را هم آفرینی می کنند .  

 

1 . Winner – Winner

 

 

6

منابع :

1-      الوانی ، سید مهدی . دانایی فرد ، حسن . تئوری نظم در بی نظمی و مدیریت ، تهران ، انتشارات صفار ، 1384.

2-      ثنایی ، مدیریت در بی نظمی ( نظریه آشوب ) ، انتشارات ترمه .

3-      حیدری ، غلامحسین و همکاران . نگرش نوین به نظریات سازمان و مدیریت در جهان امروز ، انتشارات فراشناختی اندیشه ، 1381 .

4-      رحمان سرشت ، حسین . نوبری نازک . پیچیدگی در سازمان ، فصلنامه مطالعات مدیریت ، شماره 49 ، بهار 1385 .

5-      رشد مدیریت مدرسه ، دفتر انتشارات و تکنولوژی وزارت آ . پ . شماره 2 ، آبان 1392 .

6-      محمدهادی ، فریبرز . پارادایم کوانتومی در علم مدیریت ، مدیریت فرهنگ سازمانی سال نهم ، شماره 23 ، بهار و تابستان 1390 .

با سپاس از نویسنده محترم آقای حسین رضائی

کارشناس ارشد مدیریت آموزشی (آمل)