موارد ذیل دراجرا و راه اندازی هر سیستمی در سازمان لازم بوده و نقش چشمگیری در موفقیت آن دارد. در اجرای توانمندسازی چون منابع انسانی در کانون توجه می باشند، رعایت این موارد اهمیت بیشتری نیز دارد.


1- تعهدات رهبری سازمان :

رهبری سازمان می بایست برنامه های بلندمدتی برای پیاده سازی فرایند توانمند سازی کارکنان داشته باشد و با ایجاد یک جو حمایتی و ارتباط صادقانه از منابع انسانی در دستیابی به اهداف سازمان گامهای عملی بردارد. در جدول زیر عواملی که باعث ایجاد توانمندی ویا مانع آن می شوند ذکر شده است( بستانی املشی و طاهر پور،1388) :

عوامل ایجاد توانمندی

عوامل مانع توانمندی

بصیرت و بینش دلشته باشید

قدرت مستبدانه داشته باشید

پاسخگو باشید

مقتدر باشید

دلیل ارائه دهید

مقتدر و مستبد باشید

بسته به شرایط پاداش دهید

مستبدانه پاداش دهید

نوآوری را تشویق کنید

نوآوری را حذف کنید

حداکثر اطلاعات را ارائه دهید

اطلاعات کم بدهید

تربیت و توسعه مداوم کارکنان

فرض اینکه کارکنان مهارت دارند

اهداف واقعی و توافقی فراهم کنید

اهداف غیر واقعی تدوین کنید

وظایف متنوع و کلی ارائه دهید

وظایف خسته کننده و تکراری ارائه دهید

اجازه رشد خلاقیت را بدهید

اجازه دهید قوانین و مقررات گسترش یابد

تعامل و ارتباط  زیادمیان همه اعضای سازمان

تماس کمتر کارکنان با مدیریت ارشد

پاداش دهید

کنترل گر باشید

2- آموزش کارکنان جهت افزایش دانش ،مهارت و تواناییهای آنان:

بی شک آموزش موثر و مرتبط یکی از ابزارهای مهم در توانمندسازی کارکنان برای رسیدن به اهداف سازمانی است. برنامه های آموزشی درصورتی مفید خواهندبود که با مشارکت کارکنان و با اتکاء به روشهای علمی اجرا و حمایت شوند. بسیاری از برنامه های آموزشی که در سازمانها برای توانمندسازی کارکنان برپا می شود نه تنها موثر نیست بلکه کاملاً نتیجه عکس دارد. هدف واقعی برنامه های آموزشی ارتباط بین کارکنان و مدیریت و همچنین مشارکت در برنامه های سازمانی برای بالا بردن انگیزه های کاری است. متاسفانه بیشتر برنامه های آموزشی که عملیاتی می شوند از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار نبوده و حتی ممکن است باعث تخریب روابط بین کارکنان و مدیریت شود. برنامه های انگیزشی نیروی انسانی نیز اغلب یک حس کوتاه مدت (زودگذر) از هیجان و شعف دربین کارکنان ایجاد می کند . این برنامه ها بایستی سطح انتظارات کارکنان را آنقدر افزایش دهند تا آنها غنی و توانمند شوند، در غیر این صورت بعداز اتمام حس کوتاه مدت مجدداً کارکنان به حالت اولیه بی انگیزگی برمی گردند(بستانی املشی و طاهر پور،1388 ). امروزه آموزش نیروی انسانی به عنوان گامی موثر در جهت بهسازی و توانمندسازی کارکنان مورد تأکید سازمانها به خصوص سازمانهای یادگیرنده و پویاست. آموزش ضمن خدمت با تأمین دانش و مهارت مورد نیاز برای انجام وظایف به صورت کارا و موثر ، منجر به ایجاد حس اعتماد به نفس و خود ارزشی در کارکنان و در نتیجه احساس رضایت شغلی در کارکنان می گردد، که نتیجه آن بهره وری بالاتر در سازمان می باشد از طرفی آموزش ضمن خدمت با توانمند سازی کارکنان منجر به ایجاد سرمایه های اجتماعی در جامعه می گردد، چرا که هر کارمندی فردی از جامعه می باشد که در صورت توانمندسازی، جزئی از سرمایه های اجتماعی محسوب می شود( پورآمن، 1375، به نقل از پاک طینت و فتحی زاده،1387).

3-  مشارکت کارکنان در برنامه ریزی و تسهیم اطلاعات عملکردی:

تصور عام بر این است که سهیم کردن کارکنان در اطلاعات، باعث اختلال در روند کاری سازمان خواهدشد. موفقیت سازمان را باید در تلاشهای تیمی و تسهیم کارکنان در اطلاعات سازمانی جستجو کرد نه احتکار آن- تسهیم اطلاعات برای تواناسازی سازمان نه تنها یک ضرورت است، بلکه موجب ایجاد جو اعتماد، صمیمیت و مسئولیت پذیری کارکنان نیز می شود. این تسهیم اولاً حس تعلق، مشارکت و مالکیت نسبت به سازمان ایجاد می کند و ثانیاً کارکنان را مصمم می‌سازد تا از اطلاعات کسب شده برای بهبود عملکرد سازمان استفاده کنند. آشنایی با اطلاعاتی راجع به چگونگی انجام کار، سوددهی، ضایعات، بودجه، بازار، بهره‌وری و نظایر آن، این امکان را می‌دهد تا کارکنان وضعیت فعلی سازمان را به‌طور روشن درک و برای بهبود عملکرد آن تلاش کنند( هداوند و صادقیان،386). با دادن اطلاعات بیشتر به افراد، انها احساس خواهند نمود که لازمه کار و تلاش داشتن هدف می باشد. هدف کارایی، هدف مشکل گشایی؛ هدف نوآوری یا هدف پیش بردن پروژه. اگر افراد در جریان گزینش این هدفها مشارکت داشته باشند، به تدریج خود را مالک و شریک کار می دانند و مسئولیتهایی که لازمه توانمندسازی است ، می پذیرند( قوشچی، 1380؛ به نقل از پاک طینت و فتحی زاده، 1387).

4-تفویض اختیار :

تفویض اختیار از طریق خذف بخشی از رده ها و سطوح نظارتی، تامین فرصتهای لازم برای مدیران جهت اندیشیدن به موضوعات و خط مشی های سازمان و ایجاد موقعیت های مناسب جهت اعمال قدرت و اختیار برای کارکنان منجر به توانمند سازی کارکنان می شود(  غلامی و امین مظفری، 1387).

5-ترویج نوآوری و مسئولیت پذیری :

مدیر با ترویج وسیع نوآوری و مسئولیت پذیری در میان کارکنان، می تواند به توانمندسازی اعضاء سازمان کمک نماید( رحمانپور، 1381).

6-ایجاد جو عاطفی مثبت :

حمایت های عاطفی مثبت به ویژه از طریق یک نمایش می تواند بعنوان روشی جهت ایجاد حس قدرت در کارکنان تلقی گردد. بدین منظور مدیران هر چند ماه یکبار، بایستی جلساتی برای حفظ انگیزه و تهییج کارکنان برپا نمایند( همان).