تعاریف بسیاری  در روانشناسی بین فرهنگی وجود دارد که بین آنها تفاوت هایی دیده می شود . وقتی یک فرد به اندازه گیری ویژگی های دو فرهنگ یا چند فرهنگ از دو یا چند کشور جداگانه می پردازد ، مشغول به مطالعه ی بین فرهنگی است ، و در صورتی که به مطالعه ی فرهنگ های مختلف درون یک کشور بپردازد ، مطالعه چند فرهنگی انجام داده است ( آلن و والش ،2000) . تفاوت های روان شناسی بین فرهنگی و چند فرهنگی کاملا واضح نیست . آلن و والش (2000) خاطر نشان می کنند که اگر چه گروههای اقلیت درون یک فرهنگ متاثر از فرهنگ غالب هستند ولی فنونی که در روان شناسی بین فرهنگی بکار گرفته می شود می تواند در مطالعات چند فرهنگی بکار رود .


دنیای امروزی بدلیل حضور شبکه های کامپیوتری  اینترنت و ماهواره ها بقدری کوچک شده است که تعاملات بین فرهنگی با کمترین هزینه و به آسانی گسترش یافته است ،علاوه بر این بدلیل مهاجرت های زیاد مراودات فرهنگی درون کشورها نیز به طور چشمگیری افزایش یافته است (پادیلا و مدینا،1996).

تحلیل های اخیر اداره سر شماری ایالت متحده نشان داده است که اقلیت های قومی آن کشور مانند اقلیت های آمریکایی-آسیایی و آمریکایی- اسپانیایی بزودی اکثریت جامعه آمریکا را شامل می شود (ساندووال 1998[1])(آلن[2] و والش[3] 2000) این تغییرات را نتیجه مستقیم مهاجرت و جهانی شدن اقتصاد می دانند .

این مساله سبب شده می شود تا علوم انسانی و خصوصاً روان شناسی دستخوش تغییر شود ،این در حالیست که تا کنون بیشتر روانشناسان رفتار انسانی را در یک فرد یا یک فرهنگ مطالعه کرده اند (مورلند [4]،1996) در سالهای اخیر به اهمیت فرهنگی توجه بیشتری شده است ، به عنوان نمونه در سال 1995 انجمن روانشناسی آمریکا (APA) نشریه ای تحت عنوان فرهنگ و روانشناسی منتشر کرد .

روان شناسی بین فرهنگی به دنبال پیدا کردن رابطه ی بین فرهنگ و تغییرات رفتاری است   (بری [5].1980) تغییراتی که در حوزه ی روانشناسی بین فرهنگی مورد مطالعه هستند باید اندازه گیری شوند . به طور سنتی اندازه گیری این تغییرات از طریق آزمون های استاندارد شده ، مصاحبه ها و گستره ای از سنجش های رسمی و غیر رسمی  می باشد . (بری ، 1980) .

تریاندیس و همکارانش روان شناسی بین فرهنگی را اینگونه شرح می دهند :"روان شناسی بین فرهنگی شامل مطالعه موضوعاتی از دو فرهنگ یا بیشتر از دوفرهنگ است که از روشهای معادل اندازه گیری استفاده می شود تا محدودیت های تئوری های معمول روانشناختی و روشهای اصلاح این تئوری ها را به منظور جهانی کردن آن تبیین کنند ."  بنابراین روشهای معادل اندازه گیری به منظور روایی یافته های روان شناسی بین فرهنگی نیاز است . عواملی که می تواند سبب بی اعتباری یافته های مربوط به پژوهشهای روان شناختی شود ، زیاد است. (ویجور و لونگ،1997)

یکی از مواردی که سبب ناروایی یافته های بین فرهنگی می شود ، ابزار اندازه گیری است . وقتی دو فرهنگ با یکدیگر مقایسه می شوند زبان و دیگر مؤلفه های فرهنگی واحد به منظور برقراری ارتباط بکار گرفته نمی شوند ، بنابراین اندازه هایی که از تحقیقات بدست می آید کمی متفاوت از یکدیگرند . سبک های شخصی و تجارب آزمون گیری از عواملی هستند  که ازتفاوت های زبانی زیر بنایی ترند که باید در سنجش بین فرهنگی یا چند فرهنگی مورد ملاحظه قرار گیرند (جیسینگر ، 2000) .

دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد که آزمون و سنجش در مطالعات بین فرهنگی اهمیت ویژه دارد . بری (1980) بین روان شناسی بین فرهنگی و دیگر حیطه های روان شناسی تفاوت قائل شده است و آن را نزدیک به اندازه گیری و روش تحقیق می داند. وی همچنین معتقد است که اگر چه حوزه های روان شناسی با محتوی آنها تعریف می شود ، ولی روان شناسی بین فرهنگی در ابتدا از طریق روش مطالعه اش معرفی شده است . هدف روان شناسان بین فرهنگی  و دیگر محققین گسترش دانش ، ایجاد ارتباط  بین مفاهیم مختلف ، گسترش و ارزشیابی  نظریه ها در حوزه ی علوم رفتاری است . اگر چه روان شناسان تجربی آزمون ها را به صورت گسترده مورد استفاده قرار می دهند ولی روان شناسان در حوزه های بالینی ، مشاوره ، مدرسه ، صنعت و دیگر محیط ها ازآزمون ها به طور گسترده ای استفاده کنند . بنابراین نتایج آزمون ها باید از سو گیری که بخاطر تفاوت فرهنگ ها و زبان ها حادث می شود ، بر کنار بماند (پادیلا و مدینا ،1996).

با تشکر از همکاری دوست خوبم آقای دکتر محمد حسین ضرغامی



[1]-Sandoval

[2]-Allen

[3]-Walsh

Moreland-[4]

Berry- [5]