روش ها و تکنیک های مختلف آماری به پژوهشگر امکان می دهند تا با کاووش در داده ها به دانش مورد نیاز دست یابد. علم آمار با بهره گیری از قضایای منطقی و اصول موضوعه ی صحیح در مورد یک دسته از داده ها بر اساس فرض هایی که توسط پژوهشگر تدوین می شود، با در نظر گرفتن مقدار خطا به تلخیص داده ها می پردازد و به پژوهشگر در تصمیم گیری های خود یاری می رساند. زمانی که تکنیک ها و فنون آماری به منظور توصیف و تشریح داده های مشاهده شده، بکار گرفته می شود با وظیفه ای از علم آمار که آمار توصیفی خوانده می شود. توصیف شرایط موجود و دیداری کردن نتایج علاوه بر این که می تواند در نتیجه گیری به پژوهشگر کمک کند تا ظرفیت ها و ضعف های خود را بشناسد، می تواند به ذهن های خلاق در فرضیه بندی های جدید یاری رساند. زمانی که پژوهشگر در نظر دارد نتایج بدست آمده از نمونه را به جامعه بسط دهد، بخشی از آمار درگیر این مهم است که آمار استنباطی خوانده می شود. بنابراین اهمیت هر کدام از انواع آمار در تحلیل داده ها و استنباط نتایج وابسته به اهداف پژوهشگر است و این دو مانند پلی عمل می کنند که دیتا را به دانش تبدیل می نمایند.